سوادكوه - لیندی
وبگاه ابوطالب محمدی لیندی

مرتبه
تاریخ : شنبه 17 فروردین 1392

سوادكوه در دوران مختلف تاریخ، محدوده ثابتی نداشته و همواره حدد و مرز آن در اثرعوامل طبیعی، اقتصادی و سیاسی تغییر یافته است.کشفیات باستان شناسی به همراه اسناد و مكتوبات تاریخی حاكی از آن است كه سوادكوه از نواحی كهن طبرستان وایران بوده و انسجام بافت اجتماعی و فرهنگی آن در دوران اساطیری ایران ریشه دارد. این ناحیه همواره در تعیین مسیر تاریخ طبرستان حضور مؤثر داشته و مورد توجه حكام دولت مركزی بوده است. مورخینی مانند ابن اسفندیار تا قبل از قرن دهم هجری قمری آنرا جزئی از طبرستان در ایالت فرشوادگر ذكر كرده اند كه از شرق تا جرجان، از غرب تا دیارآذربایجان، از جنوب تا نواحی ری،قومس و دامغان وسعت داشت.

ایالت فرشوادگر كه در آثار مورخینی نظیر استرابون یونانی، ابن اسفندیار،میر ظهیرالدین مرعشی و كتاب اوستا از آن یاد شده تركیبی از واژه های تبری فرش به معنی دشت و جلگه، واد به معنی كوه و گر به معنی دریا ذكر شده است. در برخی دیگر از منابع تاریخی مانند التدوین آمده كه نام قدیم سوادكوه پتشخوارگر و پتشخرگر بوده و فرمانروایان و امرای بسیاری از این منطقه برخاسته و وقایع تاریخی مهمی نظیر ورود و سكونت فریدون پادشاه پیشدادی، پیكاررستم پهلوان مشهورشاهنامه فردوسی با دیوان مازندران و عبوراسكندر مقدونی در جنگ باداریوش سوم پادشاه ایران آخرین پادشاه هخامنشی در این ناحیه روی داده است.
در روایات شاهنامه فردوسی و اوستا، كتاب دینی پیروان آئین زرتشت آمده است كه سوادكوه در گذشته محل زندگی انسان‌های متمدنی بوده كه آئین دیوسنائی داشته واژهائی نظیر دیوا، دی، دوآزرك و دا كه اكنون نیز در زبان بومیان این نواحی رایج می باشد، از آن روزگاران به یادگار مانده است. نشانه هائی نیز از آئین میترائیسم ومهر پرستی در قرون اولیه میلادی و اواسط حكومت پادشاهان ساسانی، در این ناحیه وجود داشت. در زمان یزگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی ایران، حكومت سرزمین سوادكوه به ولاش واگذار و لقب فرشواد جر شاه به او اعطا گردید.

ساكنین این ناحیه به دلیل وضعیت طبیعی منطقه در بدو ورود سپاهیان اعراب به ایران، سالیان متمادی با آنها و عوامل خلفای اموی مبارزه كرده و حتی تاقرن چهارم هجری به زبان پهلوی سخن می گفته و باخط پهلوی كتابت می كرده اند. كتیبه ای نیز به خط پهلوی ساسانی در بنای باستانی برج لاجیم بر جای مانده مربوط به قرن پنجم هجری قمری است. سرانجام اهالی منطقه با اختیار و تسلط كامل دین جدید را پذیرفته و به اسلام علوی روی آوردند. عده ای از مورخین به همین دلیل سوادكوه را كوه سیاه معنی كرده و بر این عقیده اند كه اعراب در طی سالها مبارزه با مردم این ناحیه شكست خورده و به دلیل هراس ناشی از هیبت كوههای مرتفع وصعب العبور كه از انبوه درختان بلند و كهنسال پوشیده بوده نام سوادكوه یا كوه سیاه را بر این سزمین نهادند.

در عهد خلافت مأمون خلیفه عباسی،اسپهبد مازیار به جر شاه یا پادشاه كوهستان ملقب گردید. این كوه بخشی از كوههای آپارسن قدیم بود كه در كتاب اوستا او پامیری یسنا خوانده می شد و اكنون نیز همین نام در سوادكوه وجود دارد.

در برخی از اسناد و مكتوبات تاریخی بجای مانده از جمله كتاب التدوین، سوادكوه را همان ناحیه مشهور فرشوادگر دانسته اند كه در آثار مورخین مختلف در طی دوران تاریخی فرشوادگر، پرشخوارگر، پتشخوارگر، پرخواتروس، فرشوادجر، پذشخوارگر نیز خوانده شده است.

درهمین كتاب ذكر شده كه تا زمان حكومت فریدون، ششمین پادشاه پیشدادی ایران، سوادكوه جزء اقطار مازندران در حوزه فرشوادگر بوده و فریدون در ناحیه شیلاب یاتیلاب سوادكوه بزرگ شده است. در كتاب اوستا نیز آمده كه فرشوادگر در جنوب دریای فرا فكرت قرار دارد و تختگاه دیوان مازنی است.

در تحولات اجتماعی و تاریخی بعد از قرن پنجم تا اواخرقرن سیزدهم هجری قمری نیز همواره نام سوادكوه به‌عنوان منطقه ای امن و محفوظ مطرح بوده است. بهمین دلیل باید اذعان داشت كه بافت فرهنگی، اجتماعی و تمدن غنی و باستانی این منطقه به سنت دیگر مناطق كشور در طی فراز و نشیبهای تاریخ دچارآسیب كمتری شده است.

نام این منطقه از واژه هند و ایرانی سو، زئو، دئو، گرفته شده كه معادل واژه فارسی روشنائی است. واژه های شبیه آنها نیز كماكان در گویش و نام اماكن مختلف وجود دارد. واژه سات نیز در اغلب نقاط مازندران بجای واژه صاف و روشن بكار می رود. در سوادكوه نیز در نام روستای سات روآر، مرتع سوته، رودخانه ذبیر و در زیرآبو سئو رویا آب روشن، فرمانهای مختلف این واژه باستانی دیده می شود.

درحال حاضر نیز اهالی منطقه كوه های صاف و عاری از درخت را ساكو می خوانند كه مخفف كلمه سات كوه یا كوه صاف می باشد.

عده ای نیز بر این عقیده اند كه نام سوادكوه از كوه, سوات گرفته شده كه در جنوب شرقیروستای چرات در دهستان ولوچی واقع شده و در ارتفاعات آن آثاری از تمدن قدیم مشاهده می شود كه احتمالاً بدلیل استقرار حاكمان قدیم سوادكوه بر جای مانده است.

با توجه به اینكه واژه سات با دگرگونی واژه سئو یا دئو پدید آمده و به معنی صاف روشن در جملات بكار می رود بهتر آن است كه نام سوادكوه را بر گرفته از واژه سات كوه یا كوه صاف و بدون درخت بدانیم. در حال حاضر نیز واژه های سات روآر به معنی آب زلال و روشن، سئو دركا به معنی زلال و صاف، ذیب لا به معنی روشن و درگویش بومیان منطقه بكار می رود.

عده ای ازمحققین نیز معقدند كه نام سوادكوه با تغییر واژه كهن فرشوادگر به فرشواد كوه سپس تبدیل آن به سوادكوه پدید امده است.

در بر خی از اسناد و كتب تاریخی اسامی دیگری مانندقارن كوه، شروین كوه، جبال شروین و كولاچی نیز برای این  ناحیه بكار رفته است. میرظهیرالدین مرعشی نیز در میان وقایع تاریخی قرن هشتم هجری قمری آن راگلابی نامیده كه علت آن معلوم نیست.




برچسب ها: سوادكوه، سوادكوهی، سوادكوهیها، سوادكوه من، شهرستان سوادكوه، سوادكوه مازندران، لیند، لیندی، لیندی ها، روستای لیند، لیند سوادكوه، تصاویری از سوادكوه، تصاویری از سوادكوه مازندران، تصاویری از شهرستان سوادكوه، عكسهایی از سوادكوه، عكس هایی از سوادكوه مازندران، تصاویری از روستای لیند سوادكوه، تصاویری از روستای لیند، SAVADKOOH، LIND، LINDI، آلاشت سوادكوه، تصاویری از آلاشت، آلاشت، امامزاده عبدالحق زیراب سوادكوه، زیراب سوادكوه، اوریم سوادكوه، مازندران (سوادكوه)، مازرونی، مازندران، مازندرانی، سوادكوه ایران، لیند ایران، نوروزخوانی، غار اسپهبد خورشید، پل شاپور سوادكوه، ارتفاعات و قلل سوادكوه، وجه تسمیه سوادكوه، امامزاده ابوطالب زیراب سوادكوه،
ارسال توسط ابوطالب محمدی لیندی
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
امکانات دیگر
blogskin